الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

343

الغدير ( فارسى )

تا علاقه‌مندان به حضور در آن اجتماع آهنگ آنجا نمايند و گواهان بسيار و راويان فراوانى در مجمع مناشدهء امير المؤمنين عليه السّلام حضور داشته باشند . در ميان حاضران نيز كسانى بوده‌اند كه از روى سفاهت يا كينه‌ورزى از اداى شهادت خوددارى كرده‌اند به طورى كه در بسيارى از احاديث ياد شده به آن اشاره شد و تفصيل آن نيز در مطالب بعدى بيان خواهد شد . با همه اين علل و جهات گروه بسيارى اين داستان را نقل و روايت كرده‌اند تا چه رسد به اينكه چنين موانع و عللى وجود نمىداشت . پس با آنچه ذكر شد ، بر خواننده آشكار است كه حديث غدير در آن روزگار تا چه حد داراى شهرت و تواتر بوده است . اما اختلاف تعداد گواهان در احاديثى كه ذكر شد ، حكايت از آن دارد كه هريك از راويان قضيهء مناشدهء رحبه كسى را كه مىشناخته يا به دو توجه داشته يا كسانى را كه در نزد او يا در كنار منبر يا يكى از دو طرف آن در آن روز بوده‌اند ، ديده و شهادتشان را ذكر كرده و به ديگرى توجه نداشته است . همچنين افرادى را كه از اصحاب بدر و يا از گروه انصار در آن روز و در آن مجلس حضور داشته‌اند ، مورد توجه قرار داده و در اثر سر و صداى گروهها براى شهادت و خيره ماندن چشمها و تيز شدن گوشها براى درك موضوع شهادت و وجود اختلال و هرج‌ومرج در مجلس چنان كه مقتضاى چنين اجتماعاتى است ، از ديگران غفلت ورزيده و در نتيجه ، هركس از شهادت‌دهندگان را كه به حساب آورده است ، نقل نموده است . 4 - مناشدهء امير المؤمنين عليه السّلام با طلحه در روز جمل ( سال 36 ) حافظ بزرگ ابو عبد اللّه ، حاكم به نقل از وليد و ابو بكر بن قريش آورده كه گفتند : حديث كرد ما را حسن بن سفيان از محمّد بن عبده ، از حسن بن حسين « 1 » ، از رفاعة بن اياس

--> ( 1 ) . در نسخه‌ها چنين ذكر شده و صحيح به علت بودن رفاعه : حسين بن حسن اشقر است كه شرح حال او قبلا از نظر گذشت . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 83 .